پارکانت

پرفسور بالتازار Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
دریا
سه شنبه 1 مرداد ماه سال 1387

من  و  تو  فرصت پرواز همه پرنده ها ایم .

تا سپیده صبح با رمز این عطر بنقشه بمنونی

میتونی بمونی

 

۱۳۸۷  /  طبیعت / دریا / شرجی /

 

دریا
دوشنبه 24 تیر ماه سال 1387

رامسر هوا نسبت به اون چیزی که به نظر می رسید از سال گذشته بیشتر خوش گذشت .

دریا / هتل شاه / موج / نسیم دریا

شب
جمعه 21 تیر ماه سال 1387

غم آزادگی دارم / شکشتن های پی در پی / چرا دلتنگ ؟

خوشا در چنگ شب مردن ولی از مرگ شب گفتن

 

وقت رفتن
پنجشنبه 20 تیر ماه سال 1387



 من نمی خواستم جای تو باشم.
که دل به لبخند بیگاه من ببندی که کی تمام می شود.
من نمی خواستم جای تو باشم
که سال های سال
سکوت کنی برای همین چند کلمه حرف قد خمیده.
..
قصه ی من
مثل هر قصه ی دیگر که تمام می شود آخر.
ورق خورده است و
تو باید برای بهاری دیگر
قصه بگویی .
و دل ببندی به یاری که هرگز
در غصه هایت
گم نشد...

 

اه ای روزگار / یاد شعر امید میدوفتم /زیر باران باید گریه کرد بلکه باران شوید از گناهم .

باران عشق /  اذان صبح / غم تنهایی / بلک اند وایت / غم دوری / غصه قدیمی دل / زخم بی دوا

 

شبی در نسیم
سه شنبه 18 تیر ماه سال 1387

شب بود و من و او بیدار و شب ها برای من روز ...

پی سی / کیورات / آوای دشتی /  ساقی / تخته

از گریه چه میدونی
دوشنبه 17 تیر ماه سال 1387

از گریه چه میدونی ؟

نه دردمی نه درمونی ؟

به چه امید می خواهی پیش درد هام بمونی  ؟

کاش ماتم دنیا ....  بی تو فقط دنیا می خواهد !

کی میدونه ؟

حالا هیچکس برام نبود یه روز هم تنهام گذاشت !

یه ادم غریبه و بی نشونه .

اونی که حرف عاشقی را می زد . با تمام وجود تنهام گذاشت و رفت و رفت و .... 

دیگه فرقی نداره بود و نبودش .

دیگه نمی خواهم دروغی برای چشم هام بمیرم . . . .

هر کجا هستم باشم
یکشنبه 16 تیر ماه سال 1387

امروز ۱۶ روز از یه تابستان می گذره یه تابستان ۸۷تی اما به گذشته که بر می گردم تابستان های پر خاطره را داشتم پر از فراز و نشیب اما با خاطرات تلخ به جا مونده .....  

رفتم یه جای دور که خودم با خودم تنها باشم

دور تر از خودم با خودم